عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

548

زبدة التواريخ ( فارسى )

عرق حميّت و غيرت در حركت آمد و « [ 1 ] » پاداش آن بىادبى بر ذمّت همّت خود واجب ديد و با لشكرى آراسته متوجّه خوارزم شد و از درياى كهنه كه تركان اسكىگول « [ 2 ] » « 1 » مىگويند ، گذشته شهر را در ميان گرفتند و بر لشكر و قشونات قسمت كردند تا از جوانب محافظت كرده ، جنگ اندازند . و به جهت خاصّه شريفهء خود عمارتى بنياد فرمود و به زودى تمام كردند . « [ 3 ] » و هر بامداد وظيفهء جنگ [ 116 - ب ] مرتّب مىداشتند « [ 4 ] » و لشكرها به اطراف و جوانب « [ 5 ] » بر سبيل ايلغار روانه فرمود تا غارتيدند و اسب و گوسفند بىحدّ و « [ 6 ] » حساب غنيمت گرفتند . در اين اثنا يوسف صوفى نامه‌ئى فرستاد مضمون آنكه مسلمانان تا چند از طرفين در عذاب باشند و در ميانه هلاك شوند و به واسطهء نفس بد « [ 7 ] » دو شخص جهانى خراب گردد ، وظيفه آن است كه من و تو هر دو به ميدان درآمده باهم سروپايى گرديم تا هركه را دولت يارى دهد غالب گشته و مسلمانان از اين « [ 8 ] » محنت « [ 9 ] » خلاص يابند . شعر « [ 10 ] » ببينيم تا اسب اسفنديار * سوى آخر آيد همى بافسار بيت و يا بارهء رستم جنگجوى * به ايوان نهد بىخداوند روى امير صاحب‌قران بر اين « [ 11 ] » معنى خرّمى نموده فرمود كه سخنى منصفانه مىگويد و بر آن مزيدى متصوّر نيست و من هميشه اين آرزو مىداشتم « [ 12 ] » و مىانديشيدم كه اگر درخواست كنم مبذول ندارد اين سخن به صواب اقرب « [ 13 ] » است و از اين تجاوز نخواهيم كرد . اين بگفت و فى الحال جيبا پوشيده سوار شد . نوييان و مقرّبان پيش آمدند و خواستند كه حضرت امير صاحب‌قران « [ 14 ] » را از « [ 15 ] » اين معنى بازدارند . التفات ننمود و گوش به سخنان ايشان نكرد . امير حاجى سيف الدّين بهادر زانو زده عنان بارگى بگرفت كه تا بندگان زنده باشند

--> ( [ 1 ] ) - م : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : اسكى كوز . ( [ 3 ] ) - ت : گردانيد . ( [ 4 ] ) - ت : مىدانستند . ( [ 5 ] ) - م و ل : حوالى . ( [ 6 ] ) - ت : « حدّ و » ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : از ما . ( [ 9 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 10 ] ) - م و ت : ندارد . ( [ 11 ] ) - ت : بدين . ( [ 12 ] ) - ت : داشتم . ( [ 13 ] ) - م و ت : ندارد . ( [ 14 ] ) - ت : او . ( [ 15 ] ) - م : ندارد . ( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « ايسكى اوكوز » ، ص 79 ، روضة الصفا : « ايل اكرز » ، ج / 6 ، ص 109 .